تبليغاتX
  عشق آبی
عشق آبی
عشق آبی
امکانات و ابزارها

نوشته هاي پيشين
لينکدوني
لينکهاي روزانه
عاشقانهای آبی
اخبار

در شهر پر هیجان دربی که پا می گذاریم به چراغ قرمزی می رسیم. چراغی که حتی وقتی ثانیه شمارش به صفر می رسد هم همان قرمز باقی می ماند و صدای همه را در می آورد! چراغ قرمز به سادگی می گوید: "مساوی به نفع همه!" هواداران که هفته ها در تب و تاب شهرآورد تهران می سوزند و روزها و ساعت ها برای دیدن شاه بازی سال روی انتظار را کم می کنند، نا امیدتر از گذشته ورزشگاه را ترک کرده و یا تلویزیون خود را به خاموشی می سپارند. "باز هم مساوی!" آن همه کری خوانی و جذابیت نبرد سرخابی های پایتخت با سوت پایان داور وارد ظرف در بسته ای می شود و تا دربی بعد و شاید مساوی بعد همه چیز فروکش می کند...
اما اینبار شرایط متفاوت است. آنهایی که تقسیم امتیازات دربی را خیلی دوست داشتند و آرامش حاکی از آن را ترجیح می دادند، به خوبی می دانند که اینبار تساوی در دربی بیش از هر چیز دیگری باعث بر هم زدن آرامش آنها خواهد شد و اینبار موج ایجاد شده از تساوی های از پیش تعیین شده گذشته، خروشان تر از همیشه به سوی ساحل آرامش آنها حرکت خواهد کرد. اینبار نه آبی های تهران به یک امتیاز بازی رضایت می دهند و نه سرخ پوشان پایتخت با تک امتیاز به جایی می رسند! حباب مصلحت اندیشی به مرز ترکیدن رسیده است و مطمئناً باید انتظار یک دربی فراموش نشدنی را داشت.
برنده روی کاغذ نداریم!
اینبار استقلال و پرسپولیس شرایط برابری را تجربه می کنند و مثل سنت همیشگی گذشته توان انتخاب تیم برتر روی کاغذ وجود ندارد. گرچه برخی معتقدند استقلال از لحاظ مهره در شرایط ایده آل تری قرار دارد، اما پرسپولیس نیز بازیکنان آماده و با انگیزه دارد و حضور علی دایی روی نیمکت این تیم نیز به جذابیت های بازی می افزاید. استقلال و پرسپولیس در حال حاضر هم امتیاز بوده و استقلال به دلیل تفاضل گل بهتر رده سوم جدول را نشانه گرفته است. از سوی دیگر آخرین بازی دو تیم با یک نتیجه مشابه به پایان رسیده و به تازگی نیز نیروی جدیدی به کادر فنی استقلال پیوسته است. مجید نامجو مطلق و مرتضی محصص مردانی هستند که در این چند هفته اخیر بیشترین تاثیر را روی تیم استقلال گذشته اند تا این مجموعه محبوب پایتخت بتواند کم کم روزهای خوش را تکرار کرده و به شرایط مورد نظر هواداران برسد. تقابل علی دایی و صمد مرفاوی، دو مهاجم گلزن نه چندان دور فوتبال ایران و حرص و جوش خوردن های مجید نامجو مطلق و حسین عبدی کنار زمین واقعاً دیدن دارد!
استقلال
استقلال از بازی برابر تراکتورسازی تیمی متفاوت تر از گذشته نشان داد. بازی که شاید اگر اشتباهات فردی و اتفاقات فوتبال کمتر اتفاق می افتاد، 3 امتیاز بازی به حساب شاگردان مرفاوی ریخته می شد. استقلال پس از آن یکی از بهترین بازی های فصل خود را برابر استیل آذین انجام داد و رشد قابل توجهی از لحاظ فنی داشت که باعث امیدواری هواداران این تیم شد. شاگردان مرفاوی در حالی به مصاف ابومسلم رفتند که به دلیل داشتن بازیکنان کلیدی اما دو اخطاره خود، استرس بیشتری متحمل شده و در برابر تیم مظلومی بازی پر نوسانی را به نمایش گذاشتند. در آخر این آبی های تهران بودند که توانستند بازی را برده و با روحیه ای مضاعف به استقبال دربی بروند. وحید طالب لو می آید تا ناکامی های گذشته خود را با درخشش در مهم ترین بازی فصل به فراموشی بسپارد. دروازه بان محبوب و خوش اخلاق استقلال در این فصل عملکرد به مراتب ضعیف تری نسبت به گذشته داشته و به خوبی می داند که با ارائه یک بازی خوب در برابر پرسپولیس می تواند همه آن بازی های ضعیف را از ذهن میلیون ها هوادار استقلال پاک کند. حنیف عمران زاده در ترکیب خط دفاعی استقلال جا افتاده است و برای اولین بار دربی تهران را تجربه خواهد کرد و انگیزه های زیادی برای درخشش در این دیدار دارد. خسرو حیدری که برای دومین فصل متوالی یکی از بهترین های استقلال و ایران لقب گرفته است برای تثبیت موقعیت خود از سمت راست بارها و بارها به دفاع پرسپولیس خواهد زد. سیاوش اکبرپور که یک فصل کاملاً عجیب را تجربه کرده است کم کم به روزهای خوب خود قدم می گذارد و می تواند کلید طلایی استقلال این دیدار باشد. از هر که بگذریم مطمئناً نقش پر رنگ کاپیتان فرهاد مجیدی غیر قابل انکار است و او با تجربه بالای خود می تواند بار دیگر در برابر پرسپولیس گلزنی کرده و باعث اذیت خط دفاعی حریف سنتی شود. استقلال که تا یک ماه دیگر وارد مسابقات جام باشگاه های آسیا نیز می شود به خوبی می داند که رسیدن به 3 امتیاز این بازی مهم و حیاتی است و از هر جهت باعث بهبود وضعیت آتی این تیم خواهد شد.
پرسپولیس
سرخ پوشان پایتخت پس از آن باخت کذایی 4 بر 1 مقابل شاهین بوشهر توانستند راه آهن را شکست داده و کم کم زمینه ساز به فراموشی سپردن آن باخت شوند. شاگردان علی دایی در برابر پیکان قزوین بازی قابل قبولی ارائه داده و درست به مانند بازی آخر استقلال، با نتیجه 3 بر 1 شاگردان حمید درخشان را شکست دادند تا مثل رقیب سنتی خود با روحیه بالا به سراغ شهرآورد بروند. علی دایی می داند که هواداران پرسپولیس به هیچ عنوان شکست در دربی را نمی پذیرند و باید به هر شکل ممکن از این میدان سخت سربلند بیرون بیاید. مطمئناً کریم باقری در میانه میدان رهبر این تیم خواهد بود و در نوک حمله امید میلیون ها پرسپولیسی به محسن خلیلی است. بازیکنی که در هفته های اخیر آماده تر به نظر می رسد و گل های خوبی برای تیم خود به ثمر رسانده است. شیث رضایی در خط دفاعی تیم پرسپولیس وظیفه سنگینی بر عهده خواهد داشت و هوار ملا محمد نیز می تواند برگ برنده تیم دایی باشد. علی دایی در حالی اولین دربی را تجربه می کند که در دوران بازیگری هیچ گاه در برابر استقلال موفق نبوده است. میلیون ها هوادار پرسپولیس به انتظار دیدار برابر استقلال نشسته اند تا با رسیدن به 3 امتیاز بازی شاهد بهبود وضعیت تیم محبوب خود باشند.
تاریخچه دربی
وقتی به سراغ تاریخچه دربی جذاب تهران می رویم می بینیم که آبی های تهران موفق تر از پرسپولیس بوده اند. استقلالی ها از سال 82 تا امروز 3 بار در دربی پیروز شده اند، این در حالی است که پرسپولیس در این سالها فقط یک بار استقلال را شکسته داده است و حتی در سالیان اخیر استقلالی ها در چند بازی تا دقایق آخر بازی از حریف سنتی خود پیش بوده اند اما در لحظات پایانی پیروزی را با تساوی عوض کرده و به تقسیم امتیازات رضایت داده اند. در هر حال باید دید که این تاریخچه باعث بالا رفتن روحیه شاگردان مرفاوی خواهد شد و یا پرسپولیس سنت شکنی خواهد کرد و تعداد پیروزی های خود در سالیان اخیر را به دو خواهد رساند!
------
در هر حال تساوی در فرهنگ لغات هواداران دو آتیشه استقلال و پرسپولیس دیگر معنایی نداشته و همه آنها منتظر یک بازی جذاب هستند که در آخر تیمی با 3 امتیاز راهی رختکن شود. امیدواریم در روز چهارشنبه شاهد جضور پر شور هواداران در ورزشگاه بزرگ آزادی باشیم و پس از مدتها یک بازی به دور از هر سیاست و مصلحت اندیشی را ببینیم و آن را برای همیشه در تاریخ فوتبال ایران ثبت کنیم. وعده دیدار ما روز چهارشنبه، ورزشگاه آزادی!


[ ]
+
کافه ای برای فوتبال
اهالی فوتبال هر دو هفته یک بار کنار هم جمع می شوند و در مورد مسائل روز در دنیای فوتبال با یکدیگر بحث و گفت و گو می کنند با همت جمعی از فوتبال دوستان،اشخاص مختلف این رشته ورزشی،پیشکسوتان و برخی از بازیکنان حاضر در لیگ برتر تقریبا هر دو هفته یک بار در مکانی که نام کافه فوتبال را برای آن در نظر گرفته اند کنار هم جمع می شوند و در خصوص مسایل مختلف فوتبال بحث و گفت و گو می کنند.هدف موسسان این کافه فوتبالی توام با آرامش و ردو بدل کردن اطلاعاتی در زمینه این رشته ورزشی است.
به گفته مسئولان این کافه جلسات آنها کاملا آزاد است و محدویت هایی را که برنامه های مثل نود و ورزش از نگاه دو دارند را ندارد.در این کافه هر کس می تواند در مورد موضوع خاصی حرف بزند و عقایدش را به طور آزادمطرح کند بدون اینکه دلخوری خاصی برای کسی پیش بیاید.
در آخرین جلسه آنها عزیز محمدی،هومن افضلی،بهمن فروتن،محمد مومنی،حسن حبیبی و جمعی از اعضای فراکسیون مجلس حضور داشتند.
[ ]
+
رونمایی از آخرین قهرمان فوتبال ایران: محمد دادکان!
حافظه تاریخی نداریم که نداریم. حالا هم آقای دادکان است که از پس چند سال دوری و سکوت آمده و دوباره شده قهرمان ما. البته عادل فردوسی پور خوب می‌دانست که چه کسی را باید به برنامه‌اش دعوت کند تا پنبه محمد علی‌آبادی را بزند. این را هم همه می‌دانند که کفاشیان نانی بود که علی آبادی توی دامن این فوتبال گذاشت و اگر حالا داریم با کله به سقوط آزاد خود ادامه می‌دهیم، به خاطر چیزی است که در حق این فوتبال روا نبود و شد. این که کسی می خواست در عین خودرایی و بی‌مصلحتی، فوتبال ایران را به باد بدهد( و ماه‌ها آن را به محاق تعلیق برد) فقط برای این که دوست داشت جدا از ریاست بر سازمان ورزش فوتبال را هم در تیول خود داشته باشد. اینها را همه می‌دانند و البته اشکالی هم ندارد که آقای دادکان بیایند و با کارت سفیدی که از بالا دارند کمی غبار روبی کنند و از پشت پرده‌ها بگویند. این از تیزهوشی فردوسی‌پور است که حالا و در روزهایی که حتی انتقاد از مدیریت فوتبال هم سخت شده و می‌شود از آن تعبیرهای سیاسی کرد، می‌رود سراغ یکی از «خودی»ها تا بتواند کمی از فاجعه بگوید. این که کفاشیان در این میانه چقدر معطل است و حتی برای آوردن و بردن سرمربی ملسی هم بی‌اختیار است و همه چیز از جای دیگر آب می‌خورد. خب همه اینها درست. اما یادمان نرود که برای این فاش‌گویی‌ها نیازی نیست که از آقای دادکان قهرمان بسازیم؛ آن هم فقط به خاطر این که مجوز کمی تندروی و انتقاد را دارد که خودش جای پرسش دارد که چرا.
  یادمان باشد که دادکان کی رفت، چرا رفت و وقتی بود چه کرد. رییس فدراسیون اسبق که امروز گمان می‌کند با گذشت تنها سه-چهار سال، همه، همه چیز را فراموش کرده اند و می‌تواند در نقش رابین‌هود ظاهر شود. انتقاداتی که دادکان از وضعیت کنونی می‌کند به جای خود، اما چه دلیلی دارد که دادکان بخواهد فاجعه شکست حقارت‌آمیز ایران در جام‌جهانی آلمان را وارونه جلوه بدهد و جوری بگوید که انگار در اوج موفقیت از این فوتبال رفته است. آن بازی های مصیبت‌بار را که نمی شود از تاریخ پاک کرد. آن اصرار بر بازی کردن علی دایی و آن حمایت کورکورانه از ندانم کاری‌های برانکو و حاصلی که به بار نشست. آنها که پس از حذف ایران از جام‌جهانی برای دایی و میرزاپور و برانکو پیامک ساختند و فضا را پر کردند، همین ما بودیم که دوباره دوشنبه شب به اس‌ام‌اس هایمان پناه بردیم که کار دیگری از دستمان بر نمی‌آمد. آن فاجعه هم دستپخت شما بود آقای دادکان. با همین آقای فرکی و همایون شاهرخی و مجد قوانلو و زمان‌آبادی و دیگر اعضای تیم‌تان که در برنامه نود از آنها تجلیل و تشکر کردید. چرا می‌گویید آنها به خاطر حمایت از شما خانه‌نشین شده‌اند و جوری از دادکانیسم یاد می‌کنید که انگار یکی از مکاتب رستگاری جهان است. آقای شاهرخی و آقای فرکی در فوتبال ایران کار کرده‌اند و توانایی‌هایشان بر کسی پوشیده نیست. حالا باید گمان کنیم که آنها ناجی فوتبال ما خواهند بود؟ آقای دادکان جوری از هماهنگی و بی‌اشکالی تیم همکارش حرف می‌زند که انگار مخاطبان‌اش همه کورند و کرند. آن ماجراها که بر سر ریش‌های لنگری و موی بازیکنان ملی پوش پیش آمد و می‌خواستید خیلی‌ها را محروم کنید یادمان نرفته. همان وقت که با یک تشر علی دایی موج فرو نشست. سخنگوی سازمان آن حرف‌ها را گفت که پس از آن گفتید دیگر مصاحبه نکند تا چنین شرهایی درست نشود. هماهنگی که می گویید همین است دیگر. و بعد می‌خواهید مشت بر میز بکوبید و از صداقت تان بگویید که همیشه جز راست نگفته‌اید. اما واقعا شما می‌خواستید برانکو را به ایران برگردانید؟ یعنی به خاطر آن فشارها نبود؟ یادتان رفته که با شاهرخی داشتیم در رنکینگ فیفا سقوط می‌کردیم و مهرعلیزاده برای استخدام یک سرمربی خارجی اولتیماتوم داد و تاریخ مشخص کرد؟ یادتان هست که می‌خوستید دفع‌الوقت کنید و یک روزنامه ورزشی برای پایان مهلت‌تان شمارش معکوس گذاشت و صدایتان درآمد که اینها دارند مرا تحت فشار می‌گذارند و به مدیران روزنامه فشار آوردید که آن شمارش معکوس را بردارند؟ اگر این فشارها نبود، شما همان آدمی نبودید که می‌گفتید تا آخرش پای شاهرخی می‌ایستید؟ مثل حالا که می‌گویید پای برانکو و اشتباهات‌اش هم ایستاده اید؟ آیا زمان شما و برانکو نبود که تعویض نشدن علی دایی و سیطره‌اش بر کلیت تیم ملی تبدیل به کابوس فوتبالدوستان شده بود؟ که برای تعویض او در بازی با ژاپن در تهران، هفته ها برنامه‌ریزی و سناریونویسی کردید تا مثلا مصدوم شود و به جایش هاشمیان بیاید به زمین و گل بزند؟ برای یک تعویض معمولی؟ اینها همان افتخاراتی است که به آن می‌بالید؟ یادتان هست که مایلی کهن را سرمربی تیم امید کردید که به خاطر صدای تخته‌نرد هفته‌ها فوتبال ایران را بلرزاند؟ یادتان می‌آید وقتی از رسیدن به المپیک بازماندیم گفتید:«نرفتن به المپیک فاجعه نیست» و صدای همه را درآوردید؟ ماجرای رفتن تیم ملی به انگلیس و آن حقارت‌ها را یادتان هست؟ آقای غمخوار و جنجالی که بر سر فروش بلیت‌های جام‌جهانی و درآمد آن به پا شد را هم فراموش کرده‌اید؟ یا آن نشان لیاقت‌ که همه می‌دانند چگونه مهرعلیزاده علی‌رغم مخالفت بسیاری از کارشناسان واسطه شد تا خاتمی به شما بدهد. همان عکسی که دوستان‌تان در فدراسیون در تیراژ سرسام‌آور چاپ‌اش کردند و به در و دیوار استادیوم‌ها زدند تا:«نشانی که بر سینه لیاقت نشست!» را گرامی داشته باشند. یادتان رفته که ساختمانی را که صفایی فراهانی برای فدراسیون خریده بود فروختید و جایی دیگر ساختمان گرفتید تا پلاکی سربی را که نام صفایی را بر خود داشت تحمل نکنید. فقط به خاطر این که معاون ناخواسته فدراسیون صفایی بودید و وقتی که رفت و زمام امور را به دست شما داد گفت:«فوتبال را به دست نامادری‌اش سپردم.» اینها را یادتان رفته آقای دادکان؟
  تقصیر شما هم نیست البته. ما حافظه تاریخی نداریم که نداریم. حالا هم آقای دادکان پس از همه اینها آمده تا قهرمان فوتبال ما باشد. مبارک است. لیاقت ما اگر بیش از این بود مدال‌اش را اینگونه به هر مدیری نمی‌دادند آقای دادکان. و یادتان باشد که همین آقای علی‌ابادی هم دو سال که از ورزش دور باشد و برگردد آبها همه از آسیاب افتاده است و ما همه چیز را فراموش کرده‌ایم. بلا روزگاریست.
[ ]
+
مهم «جانشين» قطبى است
از اولش هم پيدا بود كه او مى رود
ساعت شنى «عمر قطبى» در تيم ملى به گونه اى است كه گويى آخرين دانه هاى شن در حال سقوط هستند و شايد اين فقط او نباشد كه مجبور به رفتن  شود و نتايج بد تيم ملى مى توانند بسيارى را با اين مربى  همراه سازند.
مهم اين است
رفتن افشين اهميتى ندارد چون از اولش هم پيدا بود كه ما با او روزى به نقطه كنونى مى رسيم اما آنچه مهم به نظر مى رسد اين است كه چه كسى جانشين سرمربى كنونى تيم كشورمان خواهد شد؟
برخى مى گويند؛ اگر «سليقه اى» كه به گزينه هايى مثل قطبى رسيده از فدراسيون نرود انتخاب بعدى اگر بدتر از افشين نباشد بهتر هم نخواهد بود و اين نكته اى است كه بايد آن را در محاسباتمان منظور كنيم. بله! از قلعه نويى به دايى و از دايى به مايلى و از مايلى به قطبى رسيدن يعنى آنكه تغيير صرف به درد اين مجموعه نمى خورد و بايد كسى را آورد كه بتواند فوتبال ما را با استفاده از نام و شهرت و تجربه اش دگرگون كند.
چرا حرف گوش كن نيستند؟
سرمربى تيم ملى كه گاهى در «توجيهاتش» دست به نوآورى مى زند بعد از باخت به مالى اين طور عنوان كرد كه برخى از مهره هاى ملى پوش به حرف هاى او گوش نمى دهند! بيان چنين حرفى بيشتر از آنكه بازيكنان را زير سؤال ببرد مؤيد مديريت ضعيف قطبى در تيم ملى است، زيرا مربى تيم اگر مدير خوبى باشد هيچ بازيكنى جرأت نمى كند تا فرامينش را در داخل ميدان اجرا نكند. از سويى ديگر انداختن توپ  توى زمين كسانى كه قرار است در بازى هاى آتى تيم ملى نيز ابزار دست سرمربى تيم ملى باشند جز آنكه خود قطبى را خلع سلاح مى كند فايده ديگرى نخواهد داشت و افشين اگر قدرى به هوش و سياست ذاتى اش مراجعه مى كرد شايد به اين سادگى ها چنين حرفى را به زبان نمى آورد و شاگردانش را مقابل خود قرار نمى داد.
استراتژى غلط
قطبى ليگ را تعطيل كرد تا شايد جام آوردن از دوحه بتواند ناقصى مهم كارنامه اش را تلافى كند. او تقريباً اطمينان داشت كه تيمش در اين بازى ها نتيجه مى گيرد و اگر يك درصد احتمال چنين باخت هايى را مى داد قيد اعتراض ليگ برترى ها را مى زد و خودش را توى هچل نمى انداخت. در شرايط فعلى كه هم بد نتيجه مى گيريم و هم تغييرى در روند كيفى تيم ملى مشاهده نمى شود و ديگر جايى براى هيچ گونه عذر و بهانه اى نيست و شرايط جهت ايجاد تغييراتى در كادر فنى تيم كشورمان مساعد به نظر مى رسد.

[ ]
+
مطمئنید دل شیر دارید آقای قطبی؟
 « پدرم می گفت اگر کسی در گوشت زد ، تو باز هم رویش را ببوس و مهربانی اش کن.»
آن روزها شاید این تنها جمله ای بود که افشین قطبی می توانست به سادگی تکلمش کند.
او تازه پس از سی سال به ایران برگشته بود و ادبیاتش متمایز از همه مربیان ایرانی بود. او این قدر جذابیت داشت که خیلی زود در همه این فوتبال شلوغ ، او تنها تک ستاره باشد.
آن روزها اما چه زود گذشته اند .
روزی که امیر حاج رضایی درباره قطبی می گفت:«او تا زمانی موفق می ماند که گفتمانش متفاوت از هم سلفانش باشد اما می ترسم هم در این محیط زنگار بگیرد ...» که انگار خیلی زودتر از آنچه می شد انتظار داشت ، او همرنگ محیط اطرافش شده .
« من با تیم های بزرگ بازی می کنم. مدام وقتی آمدم در گوشم می خواندند با تیم های  کوچک بازی کنم که نبازم. » این آخرین گفته قطبی در جدیدترین مصاحبه مطبوعاتی اش است. آن هم فقط  یک روز پس از پاسخ تندش به سرمربی تیم ملی فوتسال که گفته بود نباید تفاوت مربی فوتبالی که تیمش به جام جهانی نمی رسد با تیم ملی فوتسالی که یکی از پنج تیم برتر می شود چنین شکافی داشته باشد.
اینکه حسین شمس را نمی شناسد و اصلا به کسی ربطی ندارد که او چقدر می گیرد . گرچه به نظر می رسید روی سخن شمس نه قطبی که دایی بوده است اما افشین فریاد می زند:« من تیم ملی را حذف نکردم. من فقط تیم ملی را در سه بازی رهبری کردم.»
او چه زود همه چیز را از یاد برده است .
از یاد برده روزی را که پس از انتصاب به سمت سرمربی تیم ملی گفت:« اگر صعود نکردیم ، نمی گویم تیم حذف شده را در اختیار گرفته ام.»
این پاسخ قطبی بود به منتقدانی چون پرویز مظلومی ، حشمت مهاجرانی و بسیاری دیگر از مربیان لیگ برتر که اعتقاد داشتند قطبی با در اختیار گرفتن تیم ملی برنده است حتی اگر تیمش به جام جهانی نرود.
فوتبالی ها ایمان داشتند که او با شکست ، گناه یقوط را به گردن مربی قبلی می اندازد و ما دوستداران قطبی سعی می کردیم آنها را بدبینانی تنگ نظر بنامیم که نمی خواهند موفقیت مردی از جنس مردم و منطبق با سلایق مردم را ببینند.
 از آن روز هنوز 6 ماه هم نگذشته که قطبی همان ادبیاتی را در گفتارش استفاده می کند که آنها پیش بینی کرده بودند. قطبی که شیردلش می نامیدیم ، سه ماه است مدام از این می گوید که با تیم های بزرگ بازی می کند. از اینکه منتقدانش کورکورانه چشم بر بازی های بزرگی را که تیم ملی با او سپری کرده زیر سوال می برد. به پیروزی برابر بوسنی می نازد بی آنکه باور داشته باشد تیم او با همه لژیونرهایش در نیمه اول دو گل از این تیم عقب بود و سه گلش را وقتی زد که 7 بازیکن اصلی تیم میروسلاو بلاژویچ از زمین بیرون آمده بودند.
یا شاید منظورش از بازی بزرگ ، بازی های مایوس کننده برابر بحرین و ازبکستان هستند و البته به این فهرست اضافه کنید بازی های مایوس کننده برابر مقدونیه و ایسلند و سرآخر شکست تلخ برابر اردن و قطر ،بی شک بسیاری از این بازی های تدارکاتی که نتایج نباید در آنها اهمیتی داشته باشد ، می توانستند فرصتی باشند برای تمرین بهتر شدن . روندی که ختم شد به بازی تلخ اردن که فارغ از نتیجه شکست تیم ملی ، آنچه قبل از نتیجه باعث رنجش می شد بازی ترسوی شاگردان قطبی بود.
حال اینکه او به کدامیک از این مسابقات ، لقب بازی های بین المللی می دهد ، سوالی است که همه منتظر شنیدن جوابی برایش هستند .

فرهاد عشوندی


[ ]
+
سید مرتضی آوینی
راوی:
حسین دیگر هیچ نداشت كه فدا كند، جز جان كه میان او و ادای امانت ازلی فاصله بود... و اینجا سدره المنتهی است. نه... كه او سدره المنتهی را آنگاه پشت سرنهاده بود كه از مكه پای در طریق كربلا نهاد... و جبرائیل تنها تا سدره المنتهی همسفر معراج انسان است.

او آنگاه كه اراده كرد تا از مكه خارج شود گفته بود: « من كان فینا باذلاً مهجته و موطناً علی لقاءالله نفسه فلیرحل معنا، فاننی راحل مصبحا ان شاءالله تعالی.»

سدره المنتهی مرزدار قلمرو فرشتگان عقل است. عقل بی اختیار. اما قلمرو آل كسا، ساحت امانتداری و اختیار است و جبرائیل را آنجا بار نمی دهند كه هیچ، بال می سوزانند. آنجا ساحت انی اعلم ما لاتعلمون است، آنجا ساحت علم لدنی است، رازداری خزاین غیب آسمان ها و زمین؛ آنجا سبحات فنای فی الله است و بقای بالله، و مرد این میدان كسی است كه با اختیار، از اختیار خویش درگذرد و طفل اراده اش را در آستان ارادت قربان كند ... و چون اینچنین كرد، در می یابد كه غیر او را در عالم اختیار و اراده ای نیست و هر چه هست اوست.

اما چه دشوار می نماید طی این عرصات! آنان كه به مقصد رسیده اند می گویند میان ما و شما تنها همین «خون» فاصله است؛ تا سدره المنتهی را با پای عقل آمده ای، اما از این پس جاذبه جنون، تو را خواهد برد... طیّّّّّّ این مرحله دیگر با پای اراده میسور نیست؛ بال می خواهد و بال را به عباس می دهند كه دستانش را در راه خدا قربان كرد.

این حسین است كه عرصات غایی خلافت تكوینی انسان را تا آنجا پیموده است كه دیگر جز جان میان او و مقصود فاصله نیست. آنان كه با چشم ظاهر می نگرند او را دیده اند كه بر بالین علی اكبر علی الدنیا بعدك العفا گفته است و بر بالین قاسم عزَّ والله علی عمك ان تدعوه فلا یجیبك او یجیبك ثم لا ینفعك و اكنون بر بالین ابی الفضل عباس می گوید: الان انكسر ظهری و قلت حیلتی، اما حجاب های نور را نمی بینند كه چه سان از هم دریده و رشته های پیوند روح را به ماسوی الله چه سان از هم گسسته! نه ماسوی الله، كه اینجا كلام نیز فرشته سان فرو می ماند.

مردانگی و وفای انسان نیز به تمامی ظهور یافت و آن قامت مردانه عباس بن علی با دستان بریده بر شریعه فرات، آیتی است كه روح از این منزلگاه نیز گذشته است و عجیب آن است كه آن باطن چگونه در این ظاهر جلوه می كند.

بعدها امّ البنین در رثای عباس سرود:

یامن رای العباس كر علی جماهیر النقد

و وراه من ابناء حیدر كل لیث ذی لبد

انبئت ان ابنی اصیب برأسه مقطوع ید

و یلی علی شبلی امال برأسه ضرب العمد

لوكان سیفك فی یدیك لما دنی منك احد

دستان عباس بن علی قطع شده بود كه آن ملعون توانست گرز بر سر او بكوبد. اما تا دستان ظاهر بریده نشود، بال های بهشتی نخواهد رست. اگر آسمان دنیا بهشت است، آسمان بهشت كجاست كه عباس بن علی پرنده آن آسمان باشد؟ فرشتگان عقل به تماشاگه راز آمده اند و مبهوت از تجلیات علم لدنّی انسان، به سجده در افتاده اند تا آسمان ها و زمین، كران تا كران، به تسخیر انسان كامل در آید و رشته اختیار دهر به او سپرده شود؛ اما انسان تا كامل نشود، در نخواهد یافت كه دهر، بر همین شیوه كه می چرخد، احسن است.

چشم عقل خطابین است كه می پرسد: اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفك الدماء... اما چشم دل خطاپوش است. نه آنكه خطایی باشد و او نبیند... نه! می بیند كه خطایی نیست و هرچه هست وجهی است كه بی حجاب، حق را می نماید. هیچ پرسیده ای كه عالم شهادت بر چه شهادت می دهد كه نامی اینچنین بر او نهاده اند؟

منبع: سایت جامع فرهنگی شهید آوینی

[ ]
+
مديرعامل مقاومت سپاسى
آنها از اشتباهات داورى سود مى برند
 در مورد سپاهان حق با مرفاوى است
جعفر جعفرى، مديرعامل باشگاه مقاومت   شيراز گفت: پس از ديدار با سپاهان متوجه شديم درخصوص مشكلات داورى حق با مسئولان تيم هاى ديگر خصوصاً مرفاوى است زيرا مسائلى در بازى با اين تيم رخ مى دهد كه زردپوشان از آن سود مى برند.وى ضمن بيان مطلب فوق افزود: در ديدار با سپاهان اصفهان جريان بازى به نوعى دنبال شد كه گل صحيح ما را مردود و در نهايت هم مسابقه را تعطيل كردند. البته پس از آن ديدار متوجه شدم حق با مسئولان تيم هاى ديگر خصوصاً مرفاوى است زيرا در بازى با تيم سپاهان مسائلى رخ مى دهد كه اين تيم از آنها سود مى برد.وى با بيان اينكه گل تيم مقاومت در جريان آن بازى صددرصد صحيح بود، افزود: هزار كارشناس هم بياوريد صحت آن گل را تأييد خواهند كرد. البته ما قبول داريم اشتباهات داوران غيرعمدى است و آنها جزو جامعه پاك و زحمتكش فوتبال هستند اما اين اشتباهات غيرعمدى باعث شده سپاهان در فصل جارى حداقل ۱۵ ۱۶، امتياز به دست آورد.مديرعامل باشگاه مقاومت   شيراز با بيان اينكه تيمش در ديدار با سپاهان مى توانست پيروز شود اما اين بازى در زمانى نامشخص و از ابتدا آغاز خواهد شد، خاطرنشان كرد: ما در طول ۱۳۵ دقيقه ۵ مرتبه دروازه تيمى را باز كرديم كه قيمت دفاع آنها ۳ ميليارد تومان است.وى در مورد دليل اخراج مهابادى از زمين مسابقه تاكيد كرد: مهابادى تنها به داور گفت كه چرا حق تيم شهيد سپاسى را مى خوريد و هيچ بى احترامى به وى نكرد اما داور مسابقه بدون دليل سرمربى تيم ما را از زمين اخراج كرد.جعفرى در پايان با بيان اينكه به علت بارش شديد برف، تيم مقاومت مجبور شد۲۴ ساعت بيشتر در اصفهان باقى مانده و در نهايت ظهر شنبه و با اتوبوس به شيراز باز گردد، در مورد ديدار با فولاد گفت: فولاد تيم خوبى است كه از مربى و بازيكنان مطرحى سود مى برد اما با توجه به شرايط جدول رده بندى، بايد حداكثر امتياز را در اين ديدار كسب كنيم تا از جمع تيم هاى بالاى جدول دور نشويم

[ ]
+