سید مرتضی آوینی
جمعه چهارم دی 1388
راوی:
حسین دیگر هیچ نداشت كه فدا كند، جز جان كه میان او و ادای امانت ازلی فاصله بود... و اینجا سدره المنتهی است. نه... كه او سدره المنتهی را آنگاه پشت سرنهاده بود كه از مكه پای در طریق كربلا نهاد... و جبرائیل تنها تا سدره المنتهی همسفر معراج انسان است.
او آنگاه كه اراده كرد تا از مكه خارج شود گفته بود: « من كان فینا باذلاً مهجته و موطناً علی لقاءالله نفسه فلیرحل معنا، فاننی راحل مصبحا ان شاءالله تعالی.»
سدره المنتهی مرزدار قلمرو فرشتگان عقل است. عقل بی اختیار. اما قلمرو آل كسا، ساحت امانتداری و اختیار است و جبرائیل را آنجا بار نمی دهند كه هیچ، بال می سوزانند. آنجا ساحت انی اعلم ما لاتعلمون است، آنجا ساحت علم لدنی است، رازداری خزاین غیب آسمان ها و زمین؛ آنجا سبحات فنای فی الله است و بقای بالله، و مرد این میدان كسی است كه با اختیار، از اختیار خویش درگذرد و طفل اراده اش را در آستان ارادت قربان كند ... و چون اینچنین كرد، در می یابد كه غیر او را در عالم اختیار و اراده ای نیست و هر چه هست اوست.
اما چه دشوار می نماید طی این عرصات! آنان كه به مقصد رسیده اند می گویند میان ما و شما تنها همین «خون» فاصله است؛ تا سدره المنتهی را با پای عقل آمده ای، اما از این پس جاذبه جنون، تو را خواهد برد... طیّّّّّّ این مرحله دیگر با پای اراده میسور نیست؛ بال می خواهد و بال را به عباس می دهند كه دستانش را در راه خدا قربان كرد.
این حسین است كه عرصات غایی خلافت تكوینی انسان را تا آنجا پیموده است كه دیگر جز جان میان او و مقصود فاصله نیست. آنان كه با چشم ظاهر می نگرند او را دیده اند كه بر بالین علی اكبر علی الدنیا بعدك العفا گفته است و بر بالین قاسم عزَّ والله علی عمك ان تدعوه فلا یجیبك او یجیبك ثم لا ینفعك و اكنون بر بالین ابی الفضل عباس می گوید: الان انكسر ظهری و قلت حیلتی، اما حجاب های نور را نمی بینند كه چه سان از هم دریده و رشته های پیوند روح را به ماسوی الله چه سان از هم گسسته! نه ماسوی الله، كه اینجا كلام نیز فرشته سان فرو می ماند.
مردانگی و وفای انسان نیز به تمامی ظهور یافت و آن قامت مردانه عباس بن علی با دستان بریده بر شریعه فرات، آیتی است كه روح از این منزلگاه نیز گذشته است و عجیب آن است كه آن باطن چگونه در این ظاهر جلوه می كند.
بعدها امّ البنین در رثای عباس سرود:
یامن رای العباس كر علی جماهیر النقد
و وراه من ابناء حیدر كل لیث ذی لبد
انبئت ان ابنی اصیب برأسه مقطوع ید
و یلی علی شبلی امال برأسه ضرب العمد
لوكان سیفك فی یدیك لما دنی منك احد
دستان عباس بن علی قطع شده بود كه آن ملعون توانست گرز بر سر او بكوبد. اما تا دستان ظاهر بریده نشود، بال های بهشتی نخواهد رست. اگر آسمان دنیا بهشت است، آسمان بهشت كجاست كه عباس بن علی پرنده آن آسمان باشد؟ فرشتگان عقل به تماشاگه راز آمده اند و مبهوت از تجلیات علم لدنّی انسان، به سجده در افتاده اند تا آسمان ها و زمین، كران تا كران، به تسخیر انسان كامل در آید و رشته اختیار دهر به او سپرده شود؛ اما انسان تا كامل نشود، در نخواهد یافت كه دهر، بر همین شیوه كه می چرخد، احسن است.
چشم عقل خطابین است كه می پرسد: اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفك الدماء... اما چشم دل خطاپوش است. نه آنكه خطایی باشد و او نبیند... نه! می بیند كه خطایی نیست و هرچه هست وجهی است كه بی حجاب، حق را می نماید. هیچ پرسیده ای كه عالم شهادت بر چه شهادت می دهد كه نامی اینچنین بر او نهاده اند؟
منبع: سایت جامع فرهنگی شهید آوینی
حسین دیگر هیچ نداشت كه فدا كند، جز جان كه میان او و ادای امانت ازلی فاصله بود... و اینجا سدره المنتهی است. نه... كه او سدره المنتهی را آنگاه پشت سرنهاده بود كه از مكه پای در طریق كربلا نهاد... و جبرائیل تنها تا سدره المنتهی همسفر معراج انسان است.
او آنگاه كه اراده كرد تا از مكه خارج شود گفته بود: « من كان فینا باذلاً مهجته و موطناً علی لقاءالله نفسه فلیرحل معنا، فاننی راحل مصبحا ان شاءالله تعالی.»
سدره المنتهی مرزدار قلمرو فرشتگان عقل است. عقل بی اختیار. اما قلمرو آل كسا، ساحت امانتداری و اختیار است و جبرائیل را آنجا بار نمی دهند كه هیچ، بال می سوزانند. آنجا ساحت انی اعلم ما لاتعلمون است، آنجا ساحت علم لدنی است، رازداری خزاین غیب آسمان ها و زمین؛ آنجا سبحات فنای فی الله است و بقای بالله، و مرد این میدان كسی است كه با اختیار، از اختیار خویش درگذرد و طفل اراده اش را در آستان ارادت قربان كند ... و چون اینچنین كرد، در می یابد كه غیر او را در عالم اختیار و اراده ای نیست و هر چه هست اوست.
اما چه دشوار می نماید طی این عرصات! آنان كه به مقصد رسیده اند می گویند میان ما و شما تنها همین «خون» فاصله است؛ تا سدره المنتهی را با پای عقل آمده ای، اما از این پس جاذبه جنون، تو را خواهد برد... طیّّّّّّ این مرحله دیگر با پای اراده میسور نیست؛ بال می خواهد و بال را به عباس می دهند كه دستانش را در راه خدا قربان كرد.
این حسین است كه عرصات غایی خلافت تكوینی انسان را تا آنجا پیموده است كه دیگر جز جان میان او و مقصود فاصله نیست. آنان كه با چشم ظاهر می نگرند او را دیده اند كه بر بالین علی اكبر علی الدنیا بعدك العفا گفته است و بر بالین قاسم عزَّ والله علی عمك ان تدعوه فلا یجیبك او یجیبك ثم لا ینفعك و اكنون بر بالین ابی الفضل عباس می گوید: الان انكسر ظهری و قلت حیلتی، اما حجاب های نور را نمی بینند كه چه سان از هم دریده و رشته های پیوند روح را به ماسوی الله چه سان از هم گسسته! نه ماسوی الله، كه اینجا كلام نیز فرشته سان فرو می ماند.
مردانگی و وفای انسان نیز به تمامی ظهور یافت و آن قامت مردانه عباس بن علی با دستان بریده بر شریعه فرات، آیتی است كه روح از این منزلگاه نیز گذشته است و عجیب آن است كه آن باطن چگونه در این ظاهر جلوه می كند.
بعدها امّ البنین در رثای عباس سرود:
یامن رای العباس كر علی جماهیر النقد
و وراه من ابناء حیدر كل لیث ذی لبد
انبئت ان ابنی اصیب برأسه مقطوع ید
و یلی علی شبلی امال برأسه ضرب العمد
لوكان سیفك فی یدیك لما دنی منك احد
دستان عباس بن علی قطع شده بود كه آن ملعون توانست گرز بر سر او بكوبد. اما تا دستان ظاهر بریده نشود، بال های بهشتی نخواهد رست. اگر آسمان دنیا بهشت است، آسمان بهشت كجاست كه عباس بن علی پرنده آن آسمان باشد؟ فرشتگان عقل به تماشاگه راز آمده اند و مبهوت از تجلیات علم لدنّی انسان، به سجده در افتاده اند تا آسمان ها و زمین، كران تا كران، به تسخیر انسان كامل در آید و رشته اختیار دهر به او سپرده شود؛ اما انسان تا كامل نشود، در نخواهد یافت كه دهر، بر همین شیوه كه می چرخد، احسن است.
چشم عقل خطابین است كه می پرسد: اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفك الدماء... اما چشم دل خطاپوش است. نه آنكه خطایی باشد و او نبیند... نه! می بیند كه خطایی نیست و هرچه هست وجهی است كه بی حجاب، حق را می نماید. هیچ پرسیده ای كه عالم شهادت بر چه شهادت می دهد كه نامی اینچنین بر او نهاده اند؟
منبع: سایت جامع فرهنگی شهید آوینی
[ ]
+ نوشته شده در ساعت5 توسط آبی
مديرعامل مقاومت سپاسى
دوشنبه سی ام آذر 1388
[ ]
+ نوشته شده در ساعت3 توسط آبی
چهارشنبه چهارم آذر 1388
گل؛ هان؟ چيه؟ چرا شاكي هستين؟ خب به اردن باختيم كه باختيم! مگه چه اشكالي داره؟ يكجوري ناراحت هستين كه انگار به برزيل باختيم. آقاجان اردن بود. شوخي نبود كه! اردن الان بهترين تيم كره زمين و كره مريخ و بلكه هم كهكشاند ! آنوقت شماها الكي بهونه ميگيرين و غر ميزنين؟
مقابل اردن بازي كردن مثل اينه كه بخواي با يه تركه آلبالو برين به جنگ كسي كه سوار تانك شده و چهار تا بمب اتم هم بهش وصله. مورخان خيلي تلاش كردن و متوجه شدن فوتبال در واقع در اردن متولد و به دنيا معرفي شده. اردنيها در هزاران سال پيش وقتي سر دشمنانشان را از بيخ ميبريدن آن را زير پايشان ميانداختن و به بازي خاصي ميپرداختن كه اسمش الفوتبال بود.
كاشكي قسمت بشه بتونيم تا 10 سال آينده يه بار ديگر با اردن بازي كنيم تا قدرت تيممان محك بخورد. الان بكن باوئر و فرگوسن و كاپلو و بقيه مربياني گنده، دم در اردن جمع شدن و دارن التماس ميكنن تا اجازه بدن تيمهاشون يه بازي با تيم ملي اردن داشته باشه. مردم هم كه خودشون عاقل و بالغ و فهيم هستن و ميدونن كه شكست جلو يه تيمي مثل اردن با نتيجه يك بر صفر، خيلي نتيجه خوبيه و حتي بايد به بچهها جايزه داد كه تونستن تيمي مانند اردن او در دقايقي از بازي به دردسر بيندازن.
پيش به سوي بهترينها
در حاليكه كماكان علي كفاشيان رييس فدراسيون فوتباله و فوتبال ما هم به صورت خيلي سريع، توي مايههاي يوزپلنگ داره قلهها را فتح ميكنه و همينطوري از نردبوم ترقي بالا ميره، ما نيز مراتب خوشحالي، شعف و پايكوبي خود را اعلام كرده و خواهان رشد هر چه بيشتر فدراسيون فوتبال آسيا هستيم. احتمالا با ادامه اين وضعيت حتي ميتوانيم بهترين فدراسيون كل جهان شويم.
مقابل اردن بازي كردن مثل اينه كه بخواي با يه تركه آلبالو برين به جنگ كسي كه سوار تانك شده و چهار تا بمب اتم هم بهش وصله. مورخان خيلي تلاش كردن و متوجه شدن فوتبال در واقع در اردن متولد و به دنيا معرفي شده. اردنيها در هزاران سال پيش وقتي سر دشمنانشان را از بيخ ميبريدن آن را زير پايشان ميانداختن و به بازي خاصي ميپرداختن كه اسمش الفوتبال بود.
كاشكي قسمت بشه بتونيم تا 10 سال آينده يه بار ديگر با اردن بازي كنيم تا قدرت تيممان محك بخورد. الان بكن باوئر و فرگوسن و كاپلو و بقيه مربياني گنده، دم در اردن جمع شدن و دارن التماس ميكنن تا اجازه بدن تيمهاشون يه بازي با تيم ملي اردن داشته باشه. مردم هم كه خودشون عاقل و بالغ و فهيم هستن و ميدونن كه شكست جلو يه تيمي مثل اردن با نتيجه يك بر صفر، خيلي نتيجه خوبيه و حتي بايد به بچهها جايزه داد كه تونستن تيمي مانند اردن او در دقايقي از بازي به دردسر بيندازن.
پيش به سوي بهترينها
در حاليكه كماكان علي كفاشيان رييس فدراسيون فوتباله و فوتبال ما هم به صورت خيلي سريع، توي مايههاي يوزپلنگ داره قلهها را فتح ميكنه و همينطوري از نردبوم ترقي بالا ميره، ما نيز مراتب خوشحالي، شعف و پايكوبي خود را اعلام كرده و خواهان رشد هر چه بيشتر فدراسيون فوتبال آسيا هستيم. احتمالا با ادامه اين وضعيت حتي ميتوانيم بهترين فدراسيون كل جهان شويم.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت5 توسط آبی
افشین قطبی کلاً آدم عجیبی است.
جمعه بیست و دوم آبان 1388
افشین قطبی کلاً آدم عجیبی است. او عنوان میکند که دوست دارد ورزشگاه آزادی را مملو از جمعیت ببیند، البته ما هم خیلی چیزها دوست داریم اما باید دید چه شرایطی حاکم است. مثلاً تماشای بازی تیمی که از صعود به جام جهانی بازمانده در مقابل تیم چهلم اروپا که 7 مهره اصلیاش را به همراه خود نیاورده، چه جذابیتی برای هواداران فوتبال ایجاد میکند که ورزشگاه را پر کنند؟! قطعاً آن 600-700 نفری هم که به ورزشگاه آمدند و این بازی سرد را از نزدیک تماشا کردند، پشیمانند!
قطبی میگوید: « ایسلند تیمی است که آفریقای جنوبی را شکست داده و مقابل هلند با یک اختلاف شکست خورده است. با این شرایط مقابل این تیم عملکرد قابل قبولی داشتیم. » اما وقتی خبرنگاران اصرار میکنند که ایسلند فقط با 5 بازیکن اصلیاش به ایران سفر کرده، عنوان میکند: « همین 5 تا هم بهتر از هیچی است! » یعنی برای سرمربی بینالمللی کشورمان کیفیت بازیهای دوستانه هیچ اهمیتی ندارد و تنها میخواهد این مسئولیت خطیر را از سر خود باز کند. او به درستی میگوید تیمهای بزرگ اروپایی به ایران سفر نمیکنند اما در روزی غیر از فیفادی کدام تیم با نفرات اصلیاش میتواند مقابل ایران قرار بگیرد؟! ایسلند اگر با نفرات اصلیاش به ایران میآمد قطعاً حریف دست و پابستهای برای ایران نبود اما وقتی نیمی از بازیکنان این تیم نمیتوانند تیم ملی کشورشان را همراهی کنند، چرا باید در این روز با آنها بازی کنیم؟!
افشین قطبی را باید میآوریم که به تازگی سکان هدایت تیم ملی را برعهده گرفته و در حالی که در پوست خود نمیگنجید، با وعدههای قشنگش مردم را به یک تیم ملی رویایی امیدوار کرد. او مدعی بود، مربیان بادانش زیادی در ایران داریم که میتوانند روی نیمکت تیم ملی کمکرسان وی باشند اما دیروز در پاسخ به سوالات خبرنگاران مبنی بر انتخاب دستیار ایرانی با پرخاشگری میگوید: « متاسفم برای این فرهنگ. من از شما میخواهم چیزهای مثبت را ببینید! » شاید قطبی کم حافظه باشد اما ما به خوبی یادمان هست که سرمربی هیجانزده تیم ملی در 10 برنامه تلویزیونی و چندین مصاحبه مطبوعاتی از انتخاب هرچه سریعتر دستیار ایرانی سخن گفته بود. آقای قطبی! آيا اشكالی دارد به جای مردان بینام و نشان نیمکتتان از كسانی چون علی دوستی بهره بگيريد؟ شايد باز هم میترسيد كه علم به اصطلاح مدرن شما مقابل دانستههای اين مربی بیادعای ايرانی رنگ ببازد و ادعاهایتان را باطل کند!
وی همچنین در پاسخ به خبرنگارانی که از بازی تیم ملی انتقاد میکردند گفت: « این بازی برای ما ارزشهای تاکتیکی زیادی داشت اگر شما تاکتیک میدانستید به این موضوع میرسیدید! » آقای قطبی ما تاکتیک نمیدانیم ولی شما که یک مربی بینالمللی محسوب میشوید و همه دنیا از جمله گاس هیدینک شما را میشناسند، به ما بگویید بازی در مقابل تیم چهلم اروپا که بازیکنان اصلیاش را به همراه نداشت چه ارزش تاکتیکیای داشت؟
[ ]
+ نوشته شده در ساعت20 توسط آبی
قطبی میگوید: « ایسلند تیمی است که آفریقای جنوبی را شکست داده و مقابل هلند با یک اختلاف شکست خورده است. با این شرایط مقابل این تیم عملکرد قابل قبولی داشتیم. » اما وقتی خبرنگاران اصرار میکنند که ایسلند فقط با 5 بازیکن اصلیاش به ایران سفر کرده، عنوان میکند: « همین 5 تا هم بهتر از هیچی است! » یعنی برای سرمربی بینالمللی کشورمان کیفیت بازیهای دوستانه هیچ اهمیتی ندارد و تنها میخواهد این مسئولیت خطیر را از سر خود باز کند. او به درستی میگوید تیمهای بزرگ اروپایی به ایران سفر نمیکنند اما در روزی غیر از فیفادی کدام تیم با نفرات اصلیاش میتواند مقابل ایران قرار بگیرد؟! ایسلند اگر با نفرات اصلیاش به ایران میآمد قطعاً حریف دست و پابستهای برای ایران نبود اما وقتی نیمی از بازیکنان این تیم نمیتوانند تیم ملی کشورشان را همراهی کنند، چرا باید در این روز با آنها بازی کنیم؟!
افشین قطبی را باید میآوریم که به تازگی سکان هدایت تیم ملی را برعهده گرفته و در حالی که در پوست خود نمیگنجید، با وعدههای قشنگش مردم را به یک تیم ملی رویایی امیدوار کرد. او مدعی بود، مربیان بادانش زیادی در ایران داریم که میتوانند روی نیمکت تیم ملی کمکرسان وی باشند اما دیروز در پاسخ به سوالات خبرنگاران مبنی بر انتخاب دستیار ایرانی با پرخاشگری میگوید: « متاسفم برای این فرهنگ. من از شما میخواهم چیزهای مثبت را ببینید! » شاید قطبی کم حافظه باشد اما ما به خوبی یادمان هست که سرمربی هیجانزده تیم ملی در 10 برنامه تلویزیونی و چندین مصاحبه مطبوعاتی از انتخاب هرچه سریعتر دستیار ایرانی سخن گفته بود. آقای قطبی! آيا اشكالی دارد به جای مردان بینام و نشان نیمکتتان از كسانی چون علی دوستی بهره بگيريد؟ شايد باز هم میترسيد كه علم به اصطلاح مدرن شما مقابل دانستههای اين مربی بیادعای ايرانی رنگ ببازد و ادعاهایتان را باطل کند!
وی همچنین در پاسخ به خبرنگارانی که از بازی تیم ملی انتقاد میکردند گفت: « این بازی برای ما ارزشهای تاکتیکی زیادی داشت اگر شما تاکتیک میدانستید به این موضوع میرسیدید! » آقای قطبی ما تاکتیک نمیدانیم ولی شما که یک مربی بینالمللی محسوب میشوید و همه دنیا از جمله گاس هیدینک شما را میشناسند، به ما بگویید بازی در مقابل تیم چهلم اروپا که بازیکنان اصلیاش را به همراه نداشت چه ارزش تاکتیکیای داشت؟
[ ]
+ نوشته شده در ساعت20 توسط آبی
دوشنبه یازدهم آبان 1388
استقلال بعد از چهار هفته ناکامی، به یک پیروزی با ارزش دست یافت.
استقلال که در 4 بازی اخیرش طعم برد را نچشیده بود در آخرین بازی هفته پانزدهم لیگ برتر در ورزشگاه آزادی تهران به مصاف شاهین بوشهر و در پایان به برتری 2-1 دست یافت.اول، هر دو تیم بازی پایاپای و متعادلی ارائه کردند و بیشتر توپ در میانه میدان در گردش بود اما با صحبتهای صمد مرفاوی در بین دو نیمه، استقلال شروع خوبی در نیمه دوم داشت و دو گل پشت سر هم زد. ابتدا در دقیقه 48 شوت زمینی " آرش برهانی " از پشت محوطه جریمه توسط روشنگر بهطور ناقص دفع شد اما در ریباند " رضا عنایتی " با یک ضربه بغل پا دروازه خالی شاهین را باز کرد و استقلال را پیش انداخت. 9 دقیقه بعد " آرش برهانی " هشتمین گل این فصل خود را روی پاس " فرهاد مجیدی " به ثمر رساند تا استقلالیها نفس راحتی بکشند. بعد از این دو گل استقلال عقب نشست و شاهین با حملات احساسی خود سعی داشت نتیجه را جبران کنند. بوشهریها یک بار در دقیقه 65 توسط " احمدپوری " به گل رسیدند اما در ادامه حملات این تیم راه به جایی نبرد و در نهایت آبیپوشان پایتخت هفتمین برد این فصل خود را جشن گرفتند.
با این برد استقلال 27 امتیازی شد و بعد از سپاهان 28 امتیازی در مکان دوم جدول ردهبندی ایستاد.
استقلال 2-1 شاهین بوشهر
ورزشگاه: آزادی تهران، 20 هزار نفر
گل: رضا عنایتی 48 – آرش برهانی 57(استقلال) محمد احمدپوری 65(شاهین)
کارت زرد: شکوری(استقلال) عبدی(شاهین)
ترکیب استقلال: طالبلو، شکوری، صادقی، منتظری، یوسفی، کاظمی، رینالدو(63 اکبرپور)، جانواریو، مجیدی(79 سیدصالحی)، عنایتی(87 عمرانزاده)، برهانی
سرمربی: صمد مرفاوی
ترکیب شاهین: روشنگر، بازیاری، حقشناس، مهدی کیانی(90 حمیدی)، عبدی، نوری، ساندی(59 ایران نژاد)، عبدا... کرمی، پتروویچ، پورخسروانی، احمدپوری
سرمربی: محمود یاوری
[ ]
+ نوشته شده در ساعت22 توسط آبی
استقلال که در 4 بازی اخیرش طعم برد را نچشیده بود در آخرین بازی هفته پانزدهم لیگ برتر در ورزشگاه آزادی تهران به مصاف شاهین بوشهر و در پایان به برتری 2-1 دست یافت.اول، هر دو تیم بازی پایاپای و متعادلی ارائه کردند و بیشتر توپ در میانه میدان در گردش بود اما با صحبتهای صمد مرفاوی در بین دو نیمه، استقلال شروع خوبی در نیمه دوم داشت و دو گل پشت سر هم زد. ابتدا در دقیقه 48 شوت زمینی " آرش برهانی " از پشت محوطه جریمه توسط روشنگر بهطور ناقص دفع شد اما در ریباند " رضا عنایتی " با یک ضربه بغل پا دروازه خالی شاهین را باز کرد و استقلال را پیش انداخت. 9 دقیقه بعد " آرش برهانی " هشتمین گل این فصل خود را روی پاس " فرهاد مجیدی " به ثمر رساند تا استقلالیها نفس راحتی بکشند. بعد از این دو گل استقلال عقب نشست و شاهین با حملات احساسی خود سعی داشت نتیجه را جبران کنند. بوشهریها یک بار در دقیقه 65 توسط " احمدپوری " به گل رسیدند اما در ادامه حملات این تیم راه به جایی نبرد و در نهایت آبیپوشان پایتخت هفتمین برد این فصل خود را جشن گرفتند.
با این برد استقلال 27 امتیازی شد و بعد از سپاهان 28 امتیازی در مکان دوم جدول ردهبندی ایستاد.
استقلال 2-1 شاهین بوشهر
ورزشگاه: آزادی تهران، 20 هزار نفر
گل: رضا عنایتی 48 – آرش برهانی 57(استقلال) محمد احمدپوری 65(شاهین)
کارت زرد: شکوری(استقلال) عبدی(شاهین)
ترکیب استقلال: طالبلو، شکوری، صادقی، منتظری، یوسفی، کاظمی، رینالدو(63 اکبرپور)، جانواریو، مجیدی(79 سیدصالحی)، عنایتی(87 عمرانزاده)، برهانی
سرمربی: صمد مرفاوی
ترکیب شاهین: روشنگر، بازیاری، حقشناس، مهدی کیانی(90 حمیدی)، عبدی، نوری، ساندی(59 ایران نژاد)، عبدا... کرمی، پتروویچ، پورخسروانی، احمدپوری
سرمربی: محمود یاوری
[ ]
+ نوشته شده در ساعت22 توسط آبی
استقلال با این پیروزی شیرین 11 امتیازی شد
سه شنبه هفدهم شهریور 1388
آخرین بازی هفته پنجم لیگ برتر ایران، تیمهای استقلال و سایپا از ساعت 22:30 برگزارکننده دیروقتترین بازی تاریخ فوتبال ایران بودند که در نهایت شاگردان صمد مرفاوی به برتری دو بر یک دست یافتند.
در این دیدار که آبیپوشان پایتخت برای رسیدن به گل حملات زیادی روی دروازه سایپا تدارک دیدند، ابتدا " هادی شکوری " در دقیقه 77 روی سانتر بلند " خسرو حیدری " گل نخست استقلال را وارد دروازه وحید شیخ ویسی کرد، هرچند روی این گل نیمکتنشینان سایپا معتقد بودند روی دروازهبانشان خطا صورت گرفته است اما خوشحالی استقلالیها دو دقیقه بیشتر دوام نیاورد و " مهدی خیری " هافبک خوشتکنیک سایپا از جناح چپ به حرکت در آمد و پاس عرضی او را " ابراهیم صادقی " تبدیل به گل کرد تا دروازه وحید طالبلو بعد از 529 دقیقه باز شود. بعد از این گل هواداران استقلال کم کم در حال ترک ورزشگاه بودند که " آرش برهانی " روی پاس " سیدصالحی " در نود و چهارمین دقیقه این بازی، گل برتری آبیپوشان را به ثمر رساند تا بار دیگر شادی به اردوی استقلالیها بازگردد. سایپاییها روی این گل هم اعتراض داشتند زیرا معتقد بودند داور مسابقه 3 دقیقه وقت اضافه برای نیمه دوم در نظر گرفته در حالی که گل استقلال در دقیقه 94 به ثمر رسیده است.
بهرحال استقلال با این پیروزی شیرین 11 امتیازی شد و بهخاطر تفاضل گل کمتر نسبت به مقاومت سپاسی و ذوب آهن در جایگاه سوم جدول ردهبندی ایستاد. سایپا نیز با 6 امتیاز به رتبه یازدهم سقوط کرد.
استقلال 2-1 سایپا
ورزشگاه: آزادی تهران، 35 هزار تماشاگر
گل: هادی شکوری 77، آرش برهانی 94(استقلال) ابراهیم صادقی 79(سایپا)
کارت زرد: شریفینسب، ابراهیمی، یوسفزاده، انصاریفرد(سایپا)
داور: مسعود مرادی
ترکیب استقلال: طالبلو، صادقی، شکوری، منتظری، بیکزاده، رحمتی، خسرو حیدری، روانخواه(22 جانواریو)، مجیدی، اکبرپور(70 برهانی)، عنایتی(59 سیدصالحی)
سرمربی: صمد مرفاوی
ترکیب سایپا: شیخویسی، یوسفزاده، ابراهیمی، یزدانی، ایوبی، شریفینسب، صادقی، ایزدی(46 مهدی خیری(90 ضیاییپور))، آشتیانی، انصاریفرد، خالقیفر(46 علی حسینی)
[ ]
+ نوشته شده در ساعت2 توسط آبی
در این دیدار که آبیپوشان پایتخت برای رسیدن به گل حملات زیادی روی دروازه سایپا تدارک دیدند، ابتدا " هادی شکوری " در دقیقه 77 روی سانتر بلند " خسرو حیدری " گل نخست استقلال را وارد دروازه وحید شیخ ویسی کرد، هرچند روی این گل نیمکتنشینان سایپا معتقد بودند روی دروازهبانشان خطا صورت گرفته است اما خوشحالی استقلالیها دو دقیقه بیشتر دوام نیاورد و " مهدی خیری " هافبک خوشتکنیک سایپا از جناح چپ به حرکت در آمد و پاس عرضی او را " ابراهیم صادقی " تبدیل به گل کرد تا دروازه وحید طالبلو بعد از 529 دقیقه باز شود. بعد از این گل هواداران استقلال کم کم در حال ترک ورزشگاه بودند که " آرش برهانی " روی پاس " سیدصالحی " در نود و چهارمین دقیقه این بازی، گل برتری آبیپوشان را به ثمر رساند تا بار دیگر شادی به اردوی استقلالیها بازگردد. سایپاییها روی این گل هم اعتراض داشتند زیرا معتقد بودند داور مسابقه 3 دقیقه وقت اضافه برای نیمه دوم در نظر گرفته در حالی که گل استقلال در دقیقه 94 به ثمر رسیده است.
بهرحال استقلال با این پیروزی شیرین 11 امتیازی شد و بهخاطر تفاضل گل کمتر نسبت به مقاومت سپاسی و ذوب آهن در جایگاه سوم جدول ردهبندی ایستاد. سایپا نیز با 6 امتیاز به رتبه یازدهم سقوط کرد.
استقلال 2-1 سایپا
ورزشگاه: آزادی تهران، 35 هزار تماشاگر
گل: هادی شکوری 77، آرش برهانی 94(استقلال) ابراهیم صادقی 79(سایپا)
کارت زرد: شریفینسب، ابراهیمی، یوسفزاده، انصاریفرد(سایپا)
داور: مسعود مرادی
ترکیب استقلال: طالبلو، صادقی، شکوری، منتظری، بیکزاده، رحمتی، خسرو حیدری، روانخواه(22 جانواریو)، مجیدی، اکبرپور(70 برهانی)، عنایتی(59 سیدصالحی)
سرمربی: صمد مرفاوی
ترکیب سایپا: شیخویسی، یوسفزاده، ابراهیمی، یزدانی، ایوبی، شریفینسب، صادقی، ایزدی(46 مهدی خیری(90 ضیاییپور))، آشتیانی، انصاریفرد، خالقیفر(46 علی حسینی)
[ ]
+ نوشته شده در ساعت2 توسط آبی
تساوی در انزلی
جمعه ششم شهریور 1388
| تساوی در انزلی | ||
|
دیدار تیمهای استقلال تهران و ملوان انزلی با تساوی بدون گل خاتمه یافت. در این دیدار که در ورزشگاه تختی شهر انزلی برگزار شد، شاگردان مرفاوی به رقم تلاش بسیار در گشودن دروازه ملوان ناکام ماندند. برای استقلال وحید طالب لو، هادی شکوری، امیرحسین صادقی، هاشم بیک زاده ،خسرو حیدری، امیدروانخواه(89 رینالدو) ، آرش برهانی ( مجیدی) ، سیاوش اکبرپور (حسین کاظمی) و رضا عنایتی به میدان رفتند. استقلال در نیمه اول یک بار توسط خسرو حیدری به تیر دروازه ملوان زد و دو تیم فرصت های گلزنی دیگری را در نیمه دوم از دست دادند |
[ ]
+ نوشته شده در ساعت18 توسط آبی




